ترنسکشوال

هویت جنسی،  نقش جنسی،  گرایش جنسی

یکی از مهم‌ترین وجوه هویت انسانی، هویت جنسی است. این که انسانی زن نامیده شود یا مرد، پس از هستی و حیات او مهمترین وجه شناسایی و ارزش‌گذاری هر فرد توسط خود و محیط پیرامون آن فرد است. پس این نقش‌ها به کودک آموخته شده و او را در جهت تقویت رفتارهای متناسب با جنسیت او تشویق می‌کنند. ترنسکشوال

هویت جنسی یک حالت روانشناختی است که بازتاب احساس درونی شخص از مرد یا زن بودن خویش است. کسی که از نظر هویت جنسی سالم است، می تواند با اطمینان بگوید: ” من یک مرد هستم” یا ” من یک زن هستم”.

رفتار‌های نقش جنسیتی

در اکثر افراد احساس دختر یا پسر بودن در دو تا سه سالگی ظاهر می‌شود. کودکان در دو سالگی مؤنث یا مذکر بودن را از هم تشخیص می‌دهند.

بین دومین و سومین سالگرد تولد به سؤال در مورد پسر یا دختر بودن خود به آسانی پاسخ می‌دهند و بین سومین و چهارمین سالگرد تولد خود می‌توانند انواعی از تفاوت‌های جنسی را مشخص کرده و رفتار نسبتأ متفاوت دخترها و پسرها را درک کنند.

نقش جنسی الگوی رفتار برونی است که منعکس‌کننده احساس درونی شخص از هویت جنسی خویش است.

بنابراین،”هویت جنسی” با “نقش جنسی”  متفاوت است؛ چه این که، نقش جنسی، الگوی رفتاری بیرونی است که منعکس‌کننده احساسات درونی شخص از هویت جنسی خویش است.

نقش جنسی اعلام عمومی جنسی است؛ یعنی انتقال تصویر مرد بودن در مقابل زن بودن به دیگران.

پتحت شرایط ایده‌آل، هویت جنسی و نقش جنسی هماهنگی دارند؛ یعنی زنی که احساس زن بودن می‌کند، با رفتار به گونه یک زن، این احساس را به دنیای بیرونی منتقل می‌کند؛ همین‌طور، مردی که خود را مرد می‌داند، به گونه یک مرد عمل می‌کند.

نقش جنسی، رفتار و گفتاری است که شخص برای نشان دادن میزان مرد بودن یا زن بودن خود ابراز می‌کند. هویت جنسی و نقش جنسی باید از جنس زیست شناختی که منحصرأ به ویژگی‌های تشریحی و فیزیولوژیکی نشان‌دهنده مرد بودن یا زن بودن شخص (مثلأ داشتن قضیب یا مهبل) محدود است، تفکیک شود.

همه این اصطلاحات باید از “گرایش جنسی”، یعنی تمایل یا پاسخ شهوانی فرد تفکیک شود. گرایش جنسی، بر انتخاب شئ (مرد یا زن) و زندگی تخیلی شخص- مثلأ تخیلات شهوانی در مورد مرد یا زن یا هردو- متکی است.

اختلال هویت جنسی: اختلال ترنسکشوال

اختلال‌‌های جنسی را می‌توان به اختلال هویت جنسی، اختلال در جهت‌گیری جنسی و اختلال در علایق جنسی تقسیم کرد.

مهمترین نوع اختلال هویت جنسی، دگرجنس‌باوری (اختلال ترنسکشوال) است که ویژگی اخص آن تمایل شدید به اتخاذ هویت جنس مخالف است که با بحث تغییر جنسیت ارتباط زیادی دارد؛ چه این که این عده از جنسیت خویش به شدت ناراضی بوده و مایلند با عمل جراحی تغییر جنسیت، به جنسیت مقابل درآیند.

در حالی که بیشتر افراد دارای رفتار‌ها و تمایلات متناسب با جنسیت فیزیولوژیک خود می‌باشند، اما در میان آن‌ها افرادی هم هستند که رفتار‌های جنسی آن‌ها با جنسیت فیزیکی‌شان هماهنگی ندارد، به‌طوری که فرد در مورد تعلق خود به یکی از دو جنس دچار تردید شده یا کاملأ خود را متعلق به جنس مخالف جنسیت بیولوژیک خود می‌داند که در این وضعیت وی دچار اختلال هویت جنسی می‌شود.

چنین وضعیتی معمولأ با رشد کودک ادامه می‌یابد و در مواردی نیز به قوت ادامه یافته و به حداکثر شدت خود یعنی تقاضای فرد برای تغییر مشخصات آناتومیک خود به صورت جنسیتی که فرد خود را متعلق به آن می‌داند، برسد. به این دسته از افراد  مبتلا به اختلال ترنسکشوال گفته می‌شود.

در حقیقت بین جنسیت بیولوژیکی و جنسیت ترجیهی این گروه ناهمخوانی معناداری وجود دارد. این افراد تمایل شدیدی برای عضویت در جنسیت مخالف دارند و معمولأ به فعالیت‌هایی می‌پردازند که به شدت مرتبط به جنسیت مخالف است. این افراد مبتلا به اختلال هویت جنسی هستند.

ویژگی مداوم افراد مبتلا به اختلال ترنسکشوال، ناراحتی مداوم در مورد جنسیت یا احساس همخوانی با نقش جنسیتی خود است. اصرار بر تعلق به جنس مقابل در این اختلال همراه با نارضایتی شدید از جنسیت بیولوژیکی می‌باشد، بنابراین بین جنسیت تشریحی خود و احساس‌های ذهنی‌شان در مورد انتخاب سبک زندگی مردانه یا زنانه کشمکشی عمیق برقرار است

سیر بیماری و اختلال ترنسکشوال

برخی از والدین گزارش می‌کنند که فرزندشان همیشه علایق جنس مخالف را داشته است. تنها تعداد بسیار اندکی از کودکان ترنسکشوال بعد‌ها نشانه‌هایی بروز می‌دهند که با ملاک‌های تشخیصی اختلال هویت جنسی در اواخر نوجوانی یا بزرگسالی مطابقت دارد.

به طور معمول، کودکان در حول‌و‌حوش زمان ورود به مدرسه به درمانگر ارجاع داده می‌شوند؛ زیرا والدین از این امر نگران می‌شوند که آنچه را که آنان موقتی می‌پنداشته‌اند، به نظر نمی‌رسد در حال برطرف‌شدن باشد. بیشتر کودکان مبتلا به اختلال ترنسکشوال با گذشت زمان، دخالت والدین، یا واکنش از طرف همسالان جنس مخالف را با وضوح کمتری نشان می‌دهند.

نشانه ها و ویژگی های تشخیصی فرد دارای اختلال ترنسکشوال

این فرد، رفتارش را با رفتار جنس مطلوب خود مطابقت می‌دهد و سعی می‌کند که با استفاده از امکانات پزشکی و جراحی، جسم خود را نیز مطابق جنس مطلوب درآورد و شناسنامه خود را عوض کند.

چنین شخصی خود را قربانی یک اشتباه نا‌بخشودنی طبیعت یا پدر و مادر تلقی می‌کند؛ زیرا از نظر وی، در‌حالی که جنس روانی وی اقتضای مرد بودن داشته، جنس ظاهری وی در شکل زن متجلی شده است. لذا این فرد سعی می‌کند که چاره‌ای برای معالجه این نقص و یا برطرف ساختن این عدم انطباق بیابد.

نتایچ آزمون تشخیصی خاصی برای تشخیص افراد ترنسکشوال وجود ندارد. این اختلال با معاینه بدنی معمولی، تعیین کاریوتایپ مربوط به کروموزوم‌های جنسی و سنجش هورمون‌های جنسی ثابت نمی‌شود. روان‌آزمایی ممکن است اتخاذ هویت یا الگو‌های رفتاری جنس مخالف را آشکار کند.

اختلال هویت جنسی دو مؤلفه دارد که هردوی آنها برای تشخیص‌گذاری این اختلال لازم هستند. باید شواهدی مبنی بر اتخاذ پایدار و مستمر هویت جنس مخالف، که مایل به داشتن آن است، یا اصرار به اینکه از جنس مخالف است، وجود داشته باشد.

همچنین اتخاذ هویت جنس مخالف نباید فقط به دلیل تمایل به برخورداری از امتیاز‌های فرهنگی متعلق به جنس دیگر باشد. به علاوه، باید شواهدی درباره نارضایتی مستمر از جنسیت تعیین‌شده خود یا احساس عدم تناسب با نقش جنسی تعیین‌شده وجود داشته باشد.

اگر فرد به یک بیماری دوجنسیتی جسمی همزمان دچار است، این تشخیص مطرح نمی‌شود. برای تشخیص‌گذاری این اختلال، باید شواهدی از پریشانی یا اختلال عمده بالینی در کارکرد اجتماعی، شغلی یا سایر زمینه‌های مهم وجود داشته باشد.

اختلال‌های روانی مربوط به اختلال ترنسکشوال

این اختلال فرد را به مرز درماندگی می‌کشاند، انزوای اجتماعی، عدم ارتباط با دیگران، کاهش اعتماد به نفس، افت تحصیلی، اخراج از مدرسه، مشکلات خانوادگی، سوء مصرف مواد، بی‌مبالاتی‌های جنسی (روسپیگری) علاوه بر اضطراب، افسردگی و رفتار انتحاری از جمله مشکلات افراد مبتلا به اختلال ترنسکشوال است.

این اختلال می‌تواند به اندازه‌ای فراگیر باشد که زندگی روانی برخی افراد فقط گرد آن دسته از فعالیت‌هایی که پریشانی جنسی را کاهش می‌دهند، دور بزند. آنها اغلب با ظاهر خود، به ویژه در اوایل انتقال به زندگی با نقش مخالف، اشتغال ذهنی پیدا می‌کنند. رابطه با یکی از والدین یا هردوی آنها نیز ممکن است به شدت مختل شود.

این اختلال سبب ناراحتی و رنج فرد و اطرافیان شده و به کارکرد‌های شغلی، تحصیلی، اجتماعی، زناشویی و روابط بین‌فردی او آسیب جدی وارد می‌آورد و کودکان دچار اختلال ترنسکشوال ممکن است به طور همزمان اختلال اضطراب جدایی، اختلال اضطراب فراگیر و نشانه‌های افسردگی را نشان دهند.

نوجوانان به ویژه در معرض خطر افسردگی و اندیشه‌پردازی درباره خودکشی و اقدام به آن قرار دارند. در بزرگسالان، نشانه‌های اضطراب و افسردگی ممکن است وجود داشته باشد.

علت شناسی اختلال ترنسکشوالیسم

اختلال هویت جنسی دارای ابعاد مختلفی است؛ از جمله بعد زیست‌شناختی، روان‌شناختی و بعد فرهنگی-‌اجتماعی و جنسیت.

والدین نقش مهمی در رشد و یادگیری بهنجار کنش‌های جنسیتی دارند، به طوری که غیبت یکی از والدین فرآیند ایجاد رفتارهای جنسیتی بهنجار را در کودکان با مشکل مواجه می‌کند، به عبارتی نبود پدر در خانواده برای کودک پسر و فقدان مادر برای کودک دختر، جریان یادگیری بهنجار رفتار‌های جنسیتی را در آنان با مشکل مواجه می‌کند.

درمان اختلال ترنسکشوال   

با توجه به این امر، به نظر می‌رسد که درمان ترنسکشوالیسم، مسأله پیچیده‌ای است و اگر هدف درمان وارونه‌سازی اختلال باشد، ندرتأ موفقیت‌آمیز است. اکثر بیماران مبتلا به ترنسکشوالیسم دیدگاه روان‌درمانگران را رد کرده و تصمیم خود را برای تغییر جنسیت خود برای همنوا شدن با عقایدشان نگه می‌دارند.

چرا که اگرچه ترنسکشوالیسم اختلالی روانشناختی در فرد است که بدن طبیعی دارد، ولی بیشتر بیماران که به هدف درمان مراجعه می‌کنند، در جستجوی تغییر بدن خود هستند، نه ذهن خود.

گاهی بیمارانی با تظاهر ترنسکشوالی مراجعه می‌کنند که در واقع موارد همجنس‌گرا و یا دگرپوشی یادگار‌خواهانه می‌باشند که انجام روان‌درمانی به تشخیص بهتر اختلال و نیز درمان آنها منجر خواهد شد و توصیه به عمل جراحی تغییر جنسیت در این موارد تشخیص، یک تصمیم نادرست می‌باشد.

بنابراین، این پیشنهاد لازم به نظر می‌رسد که در مورد بیماران هویت جنسی- چه نوجوان و چه بزرگسال- از تصمیم زودهنگام به ویژه در مورد انجام جراحی تغییر جنسیت پرهیز شود.

قبل از آنکه راه‌حل جراحی مدنظر قرار گیرد، “یک دوره روان درمانی” یک ساله انجام شود و نیز “یک دوره آزمون زندگی”  واقعی هم انجام گیرد و بیمار حداقل 18 سال داشته باشد. لازم به ذکر است که افزودن “درمان دارویی” به منظور کاهش میل جنسی و تضعیف مقاومت بیمار در برابر اجرای دستورات درمانی، بسیار مفید است.

روان‌درمانی:

بیماری ترنسکشوال یک بیماری روحی- روانی است و در آن، شخص دچار عدم تطابق جنسی است؛ اعتقاد فرد به جنسیت خویش برخلاف ظاهر جسمی اوست. بنابراین، در وهله اول بایستی معالجات روان‌درمانی انجام پذیرد. هدف از این معالجه، پذیرش جنسیت ظاهری از سوی شخص بیمار است.

به اعتقاد برخی از روانشناسان، این نوع بیماری، از پیچیده‌ترین بیماری‌های روحی محسوب می‌شود.

هورمون‌درمانی:

این روش به صورت مستقل و یا به صورت روش تکمیلی در کنار روش اول و روش سوم مورد توجه قرار می‌گیرد. پزشکان با تقویت هورمون جنسیتی که علایم آن در بدن شخص ظاهر است، تلاش می‌کنند که بین بدن و روان او توافق و هماهنگی ایجاد نمایند.

علاوه بر این، این روش می‌تواند در تمیز غالبیت جنسیتی بر جنسیت دیگر در دوجنسی (خنثای بدنی) نیز استفاده شود؛ زیرا در دوجنسی نیز قبل از برداشت علایم یکی از دوجنسیت، باید برای پزشک جراح اثبات شود که بقای علایم کدام جنسیت برای شخص مناسب‌تر و مفیدتر است و هورمون‌درمانی می‌تواند در تشخیص جنسیت مناسب به جراح کمک نماید.

انجام جراحی تغییر جنسیت: عمل جراحی است که پزشکان برای  تغییر جنسی فیزیکی افراد داوطلب انجام می‌دهند.

در صورت نیاز به مشاوره و کسب اطلاعات تخصصی در این حوزه، می توانید با روانشناسان متخصص مرکز آرامش زندگی تماس بگیرید

 

دسته بندی : اختلالات جنسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوبت دهی آنلاین 013-32125978